محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
373
مناقب مرتضوى ( فارسي )
اعاده مىنمود . آنگاه از سر كوه ، سنگى غلطانيد و آن سنگ پارهپاره شد . هيچ خانه در مكه نماند كه قطعهاى از آن سنگ نيفتاد مگر خانههاى بنى هاشم و بنى زهره . عباس چون از خانه بيرون رفت ، از وصيت خواهر غافل شده آن خواب را با وليد بن عتبه كه دوست او بود ، در ميان نهاد و همان روز اين سخن اشتهار يافته به گوش ابو جهل رسيد . روز ديگر در وقت طواف خانهء كعبه عباس را گفته : كدام عورت گفت كه خواهر تو عاتكه چنين واقعه ديده ؟ عباس منكر شد . ابو جهل آغاز سفاهت كرده گفت : شما بدان قانع نيستيد كه مردان شما دعوت نبوت مىكنند ، اكنون زنان شما نيز دعوى پيغمبرى مىنمايند ! تا سه روز صبر مىكنم ؛ اگر اثرى از اين خواب ظاهر نشود ، مكاتيب به اين مضمون به اطراف قبايل عرب بفرستم كه دروغگوترين قبايل بنى هاشماند . القصه ، چون روز سيّم از اين واقعه ضمضم غفارى به حريم حرم رسيد و پيغام ابو سفيان به قوم رسانيد ، اكثر اكابر و اكثر اصاغر قريش تهيهء اسباب سفر كرده ، نهصد و پنجاه نفر از مشركان متوجه حرب حضرت پيغمبر گشتند و در ميان ايشان هفتصد شتر و صد سر اسب بود و مجموع سواران و بعضى از پيادگان زره داشتند و هر روز يكى از بزرگان قوم ، سپاه را طعام مىداد و به اتفاق اكثر ثقات ، عباس بن عبد المطلب و عتبة بن ربيعه و اميّة بن خلف و حكيم بن حزام و نضر بن الحارث و ابو جهل بن الهشام و سهيل بن هشام و نبيه 6904224 خ 0 6 خ و متيه پسران حجاج از جمله معظمات جنود شقاوت اثر بودند . به ثبوت پيوسته كه چون ابو سفيان به بدر رسيد و خبر توجه سپاه اسلام به تحقيق انجاميد ، راه گردانيده قافله را به مكه رسانيده و قيس بن امرة القيس را نزد قوم ارسال داشت و پيغام داد كه جهت بيرون آمدن شما حمايت كاروان بود . اكنون كه ما در زمان عافيت به حريم حرم رسيديم ، مناسب آن است كه شما نيز مراجعت نماييد . قيس با صناديد قريش ملاقات نمود ، به اداى رسالت پرداخت . ابو جهل گفت : و الله ! باز نگرديم تا به بدر نرسيم و در آنجا شراب نخوريم و عشرت ننماييم . چون چنين كنيم ، آوازهء شوكت و حشمت ما در اطراف ديار عرب منتشر شود . و قوم بالضرورة به سخن ابو جهل عمل نموده به جانب سپاه اسلام در حركت آمدند . اما بنى زهره به استصواب اخنس بن شريق كه خليفهء ايشان بود ، مراجعت نمودند و از آنجا چون خير الانام - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به وادى سفر نزول فرمود ، كيفيت صناديد قريش را جهت حمايت كاروان استماع نمود و به مقتضاى كلمه : « وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ » 7904224 خ 0 7 خ با اعيان صحابه طريق مشورت مسلوك داشت و چون اكابر مهاجر و اعاظم انصار اظهار اخلاص و اتحاد نمودند و عن صميم القلب در امر محاربت موافقت فرمودند ، بر زمان وحى بيان گذرانيد كه بشارت باد شما را كه ايزد تعالى مرا بر يكى از اين دو طايفه يعنى قافله يا جمعى كه به جهت حمايت از مكه بيرون آمدهاند ، ظفر و نصرت وعده كرده .